گفت: عشق نه!

گفت: عشق نه!
بیا تا همیشه دوست بمانیم!
دستش را رها کردم
گفتم: ببخشید
ما به کسی که
برایش روزی چندبار
از درون فرو میریزیم
دوست نمی گوییم...
دیدگاه ها (۶)

بابابزرگ همیشه وقتی می دید ناراحتیم و آشفته،با اینکه هیچ وقت...

.دیوانه بود جاده...دیوانه بود باران...دیوانه بود دلم...دیوان...

شونه رو گذاشتم زمین و شروع کردم به بافتن موهاش...با صدای آرو...

﴿ فصل 1قسمت78 ﴾(از زبان نیما)با هر ضربه‌ای که روی صفحه گوشی ...

زمانی برای خودسازی و تزکیه نفس چند ماهی به مشهد مقدّس مسافرت...

part 9استاد جذاب من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط