پـیـش از مـهـمـونـی رفـتـن ی سـَرَک تـو اتـاق مـعـشـوقـه

پـیـش از مـهـمـونـی رفـتـن ی سـَرَک تـو اتـاق مـعـشـوقـه تـون بـکـشـیـد
تـو دنـیـای خـودشـه
کـیـفـشـو خـالـی کـرده رو زمـیـن
مـرتـبـش مـی کـنـه
کـاکـائـویی کـه روز قـبـل بـهـش دادی رو پـیـدا مـی کـنـه و مـیخـوره
قـول مـیدم صـحـنـه ی دیـدنـی ای بـاشـه ..
دیدگاه ها (۴)

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

ادامه ی پارت ۸

ویو ات:بعد از اینکه جونگ‌کوک از اتاق رفت، با اینکه گرسنه بود...

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

پارت 3۸صدایِ برخوردِ شلاق با پوست، توی فضایِ ساکتِ اتاق مثل ...

سناریو🥂

بوسه ی اجبار پارت پنجم

آپدیت اینستاگرام اسکیز با عکسای فلیکس تو پشت صحنه موزیک ویدی...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط