ترسم از آن است که آنقدر پیر شوم که دندانی برای روی جگر گذ

ترسم از آن است که آنقدر پیر شوم که دندانی برای روی جگر گذاشتن نداشته باشم😑
دیدگاه ها (۱)

شاید با هم بودن سخت تکرار شوداما به یاد هم بودن را هر لحظه م...

.:جایی که بودن و نبودنت فرقی نداره... نبودن رو انتخاب کن...

به سلامتی پدری که کفِ تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خو...

.:گــــاهی.. ﺩﻟم ﻣﯿﺨـــاد ﻭﺳـــﻂ ﺟﺎﺩﻩ ﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿــــــم ﺑﺎﯾﺴـــ...

هم می‌ترسم دوستت داشته باشم، آن‌وقتبروی و درد بکشم. هم می‌تر...

بارانصدای تو بودچکاچکروی شیروانی احساسمهنوز منتظرمآنقدر ببار...

اگر ماشین داری پشت ماشینت بنویس :«از آن ترسم که در غربت بمیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط