3 تفنگدار )
3 تفنگدار )
پارت ۱۹۵
هاری : وای جونگکوک ببین اینو ... با عشق و ذوق نگاهش کرد لباس کوچیک و شیرینی با رنگ آبی و طرح ماشین روش با دو آن را به دستش گرفت
هاری : اینم بخریم ؟
جونگکوک: خوشگله ولی کاش براش خفن بخریم مثلا شلوار لی یا هودی مشکی پوتین
با ذوق گفت ولی همچنین با خنده های بلند هاری مواجه شد .. اخم کرد و گفت ..... هاری : خیلی بامزه بود ... سپس خشن ادامه داد : من میخواهم پسرم شیک بپوشه کت شلوار برای میخرم مثل عمهاش ... آروم خندید و کله خرید ها را به دست وو بین داد
هاری : ببرس تو ماشین
وو بین سری خم کرد و رفت جونگکوک دست به سینه ایستاد و شیطون گفت
جونگکوک: که این طور همه لباس ها رو انتخاب کردی .. آره .. دیگه با منه گهوارش رو انتخاب میکنم ..
هاری چشم هایش را ریز کرد سپس کیوت گفت... هاری : هرمی زود رسیـ...هی من که هنوز حرفمو نزدم ..
حالا که دید جونگکوک با دویدن از جلویش رفت خودش هم عصبی کفش های پاشنه بلندش را در آورد بدون توجه به حرف های مردم با دو به دنبالش راهی شد
پارت ۱۹۵
هاری : وای جونگکوک ببین اینو ... با عشق و ذوق نگاهش کرد لباس کوچیک و شیرینی با رنگ آبی و طرح ماشین روش با دو آن را به دستش گرفت
هاری : اینم بخریم ؟
جونگکوک: خوشگله ولی کاش براش خفن بخریم مثلا شلوار لی یا هودی مشکی پوتین
با ذوق گفت ولی همچنین با خنده های بلند هاری مواجه شد .. اخم کرد و گفت ..... هاری : خیلی بامزه بود ... سپس خشن ادامه داد : من میخواهم پسرم شیک بپوشه کت شلوار برای میخرم مثل عمهاش ... آروم خندید و کله خرید ها را به دست وو بین داد
هاری : ببرس تو ماشین
وو بین سری خم کرد و رفت جونگکوک دست به سینه ایستاد و شیطون گفت
جونگکوک: که این طور همه لباس ها رو انتخاب کردی .. آره .. دیگه با منه گهوارش رو انتخاب میکنم ..
هاری چشم هایش را ریز کرد سپس کیوت گفت... هاری : هرمی زود رسیـ...هی من که هنوز حرفمو نزدم ..
حالا که دید جونگکوک با دویدن از جلویش رفت خودش هم عصبی کفش های پاشنه بلندش را در آورد بدون توجه به حرف های مردم با دو به دنبالش راهی شد
- ۱۴.۱k
- ۲۷ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط