دوباره عشق

دوباره عشق

قرارمان را

در گذرگاهِ گریه ها گذاشت

آنجا که بغض

اینهمه رفت و آمد می کند

چگونه با تو حرف بزنم؟!

چگونه صدایم را بشنوی ؟

اصلا بیا از اینجا

به خلوتِ خنده ها برویم

آنجا که چشم ها صاف و

حرف ها بند می آید

وَ آغوش آفتابی ات

ابرهای گریه ام را کنار می زند!!!!!!!!
دیدگاه ها (۴)

ﻭ ﻋـــﺸـــﻖﻗﻴﭽﻲ ﺷﺪﻭﻗﺘﻲ ﺗﻮﺳﻨﮓ ﺷﺪﻱﻭﻣﻦﻛﺎﻏﺬ ﺑﻲ ﺭﻧﮓ

زن ها گاهی عاشقانه هایشان را ...دم می کنند ...و می شود همان ...

چراغ سیاه تنهایی را در اتاقم نهاده امو تاریکی و تنهایی فضای ...

نگران نباشخیلی تنها نمی مانمعاقبت یک روزمرگ دستم را می گیردو...

چـیـزی در مـن گـمـشـده... رنـگـ بــاخـتـه... فـرامـوش شـدهـ....

چـیـزی در مـن گـمـشـده... رنـگـ بــاخـتـه... فـرامـوش شـدهـ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط