اهل گرمای جنوبم اصل خوزستانی ام

اهل گرمای جنوبم اصل خوزستانی ام
چندسالی میشود اهل همین ویرانی ام

چند سالی میشود در این خراب آباد تنگ
با وجود بندر آزاد هم زندانی ام

با گذشت هشت سالِ جنگ تحمیلی هنوز
عاشقِ تیپ و کلاس و لافِ آبادانی ام

من دو فصل از سال دارم یا زمستانم رفیق
یا گرفتار تب گرمای تابستانی ام

تا به زیر خانه هامان نفت پیدا میشود
من عزیز قلب آقازادهء تهرانی ام

آنقدر در حنجره خاک تبرک خورده ام
که شبیه قالیِ پا خوردهء کرمانی ام

معدن گنج هزاران سال در شهر من است
من گران میراثی از عیلامی و ساسانی ام

هم طلبکار پدر هستم که وضعش خوب نیست
هم بدهکار تمام مردم لبنانی ام

درد من درد پسا تحریم و بعداز آن که نیست
درد دارم می کشم از درد هم استانی ام

ای دکل های که تا مرز فلان جا رفته اید
جایتان سبز است و من در کسوت چوپانی ام

وسعت غربت درون این غزل هموار شد
شاید اصلا" یاوه میگویم و یک افغانی ام؟؟؟


narii
دیدگاه ها (۴)

دوباره دیدمشدلم ڪمی برایش سوختانگاردلش راڪسی شڪسته بودخیلی ت...

کامنت ممنوع.. narii

هرآدم بی احساس..یه روز هرچقدرکم..یه احساس داشته..narii

"گاندی خطاب به معشوقه اش:خوبِ من، هنر در فاصله هاست ...زیاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط