اهوی من

اهوی من
فصل۲
پارت ۱۸

و همه پری هارو زنده زنده انداختن توش اونا زجه میزدن و اون بالا انسان ها و خدایان دعا میخوندد همه میگن بعد ۵۰۰ سال اون پری ها مردن و دیگ نسلی از پری ها نبود تو کتاب بزرگ خدایان دشمن بزرگشون پری ها هستند الانم تو بعد از میلیون ها سال به عنوان پری امدی و میدونی چرا اینا ترو تاالان نکشتن؟

اهو: نه چرا؟
خانوم: چون ک باباتو میخوان اون چاله ک کنده بودن همه ای پری هارو انداخته بودن توش اینا حدس میزنن ک یکیشون فرار کرده و تو بچشی
اهو: چقدر من بدشانسم خانوم میتونم شوهرمو بیبینم اراد
خانوم: شوهرت رفته قبلیه خونشام ها باباش خیلی از دستش عصبانی اخه میگن ک چرا با یک پری ازدواج کردی و بچه اوردی همه مثل قبل به هرج مرج افتادن خدایان از صبح کلی جلسه گذاشتن پارسا غزل بچه هاتو به جهنم بردن و دارن گذشته تورو زیررو میکنن
اهو: اگه اون بابام پیدا بشه منو ول میکنید
خانوم: اره باید بیاد بگه ک از چی نوع شاید ولت کردن

اون خانومه اینارو گفت رفت نشستم و تو خودم جمع شدم داشت برف میومد سردم بود و گشنم تو فکر بودم ک یکی رو کنار خودم حس کردم توجه ای نکردم ک دست کسی رو شونه ام حس کردم امدم جیغ بزنم ک با دستش دهنمو گرفت

دختره:جیغ داد نکن من خونشامم نامرئیم نترس

اهو سرشو تکون میده ک باشه دختره دستشو ورمیداره و ظاهرش نمایان میشه...
دیدگاه ها (۲)

اهوی من فصل ۲ پارت ۱۹ دختره: من دخترعمو ارادم بهم گفت بیام م...

اهوی من فصل۲ پارت ۲۰ تا امدم برم سمتش تیام رفت بالا وایسادمت...

اهوی من فصل۲پارت ۱۷(اهو)چشمامو باز کردم ک تو زندان بودم ترسی...

اهوی من فصل۲ پارت ۱۶ تیام: دیدم تنهاین گفتم بیایم باهم دیگ ح...

My bloody love پارت ۲۳

رمان غریبه کوچولو

My bloody love پارت ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط