سناریو گریفیندورپارت
سناریو گریفیندور❤️🦁پارت۳
تو بعد از اینکه وسایلو گرفتی با پدر و مادرت میری تا بلیط قطار رو بگیری تو بلیط قطار رو میگیری روی بلیط عدد نه و سه چهارم رو نوشته بود تو که نمی دونستی که سکوی نه و سه چهارم کجاست از مامانت کمک میگیری
تو:مامان سکوی نه و سه چهارم کجاست؟
مامان:بین سکوهای نه و ده
تو تعجب کرده بودی چون بین سکوهای نه و ده فقط یه دیوار معمولی میدیدی
تو:اما مامان بین سکو های نه و ده فقط یه دیوار معمولیه!
مامان:ولی اون فقط یه دیوار معمولی نیست!
تو:برا چی اون فقط یه دیوار معمولی نیست اینم یه دیواره مثل دیوار های دیگه!
مامان کمکت میکنه که وارد سکوی نه و سه چهارم بشی.موقعی که وارد میشی یه قطار بزرگ میبینی وسایلاتو از دست مامان میگیری تا بری سوار قطار بشی تو وارد قطار میشی ولی هیچ جای خالی پیدا نمیکنی دیگه مجبور میشی کنار بچه هایی که برات آشنا نبودن بشینی تو میری جلو یه جا میبینی که سه نفر داخلش نشسته بودن ولی یه جای خالی داشتن تو در رو باز میکنی تا ببینی اجازه میدن کنار شون بشینی
تو:اممم ببخشید هیچ جای خالی پیدا نکردم میشه کنار شما بشینم؟
سه نفری که داخل نشسته بودن میگن بیا بشین اشکال نداره
تو که خجالت زده شده بودی میری میشینی اونجا یه دختر و دوتا پسر نشسته بودن که داشتن با هم حرف میزدن یکم بعد دختره میگه:راستی من هرماینی گرنجر هستم!
بعدش یکی از پسرا که دهنش پر بود و همینجور داشت شکلات میخورد با دهن پر گفت:منم رون ویزلی هستم!
بعد اون یکی پسر که بی انرژی به نظر می
یومد گفت:منم هری پاتر هستم.
تو هم خودتو معرفی کردی بعد اونا بهت گفتن که سال دومی هستن.بعد تو با اونا دوست شدی.
رسیدن به هاگوارتز تو پارت بعد
تا اینجا اومدی لایک و فالو یادت نره قشنگم💖
#هری_پاتر
#هاگوارتز
#ادیت
#هرماینی_گرنجر
#سناریو
تو بعد از اینکه وسایلو گرفتی با پدر و مادرت میری تا بلیط قطار رو بگیری تو بلیط قطار رو میگیری روی بلیط عدد نه و سه چهارم رو نوشته بود تو که نمی دونستی که سکوی نه و سه چهارم کجاست از مامانت کمک میگیری
تو:مامان سکوی نه و سه چهارم کجاست؟
مامان:بین سکوهای نه و ده
تو تعجب کرده بودی چون بین سکوهای نه و ده فقط یه دیوار معمولی میدیدی
تو:اما مامان بین سکو های نه و ده فقط یه دیوار معمولیه!
مامان:ولی اون فقط یه دیوار معمولی نیست!
تو:برا چی اون فقط یه دیوار معمولی نیست اینم یه دیواره مثل دیوار های دیگه!
مامان کمکت میکنه که وارد سکوی نه و سه چهارم بشی.موقعی که وارد میشی یه قطار بزرگ میبینی وسایلاتو از دست مامان میگیری تا بری سوار قطار بشی تو وارد قطار میشی ولی هیچ جای خالی پیدا نمیکنی دیگه مجبور میشی کنار بچه هایی که برات آشنا نبودن بشینی تو میری جلو یه جا میبینی که سه نفر داخلش نشسته بودن ولی یه جای خالی داشتن تو در رو باز میکنی تا ببینی اجازه میدن کنار شون بشینی
تو:اممم ببخشید هیچ جای خالی پیدا نکردم میشه کنار شما بشینم؟
سه نفری که داخل نشسته بودن میگن بیا بشین اشکال نداره
تو که خجالت زده شده بودی میری میشینی اونجا یه دختر و دوتا پسر نشسته بودن که داشتن با هم حرف میزدن یکم بعد دختره میگه:راستی من هرماینی گرنجر هستم!
بعدش یکی از پسرا که دهنش پر بود و همینجور داشت شکلات میخورد با دهن پر گفت:منم رون ویزلی هستم!
بعد اون یکی پسر که بی انرژی به نظر می
یومد گفت:منم هری پاتر هستم.
تو هم خودتو معرفی کردی بعد اونا بهت گفتن که سال دومی هستن.بعد تو با اونا دوست شدی.
رسیدن به هاگوارتز تو پارت بعد
تا اینجا اومدی لایک و فالو یادت نره قشنگم💖
#هری_پاتر
#هاگوارتز
#ادیت
#هرماینی_گرنجر
#سناریو
- ۸.۷k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط