در آشپزخانه کوچکشان

در آشپزخانه کوچکشان
غذا کمی سوخت
شیر سر رفت
و همسرش مثل مردهای قدیم داد زد:
حواست کجاست خانوم؟!
و او آرام و با لبخند گفت:
به تو آقا ... 😊

#سلام_صبحتون_بخیر



💖🌹
دیدگاه ها (۰)

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟎صبح، یونا کنار پنجره ایستاده...

رقیب کوچولوی جیمین... صبح روز بعد...جیمین روی مبل نشسته بود ...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۵

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓هانا دختری آرام و مهربان بود.برخلاف ی...

پارت ۱۷ — همیشه حواسم به تو هستروز بعد، نیلسو و جونگکوک همرا...

معامله p32جونگ‌کوک بعد از اینکه به کیارش شیر داد، او را آرام...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط