روزهای رفته

روزهای رفته

به چوب کبریت های سوخته می مانند

جمع آوری شده در قوطی خویش

هر کاری می خواهی بکن

آن ها دوباره روشن نمی شوند

و روزی سیاهی آن ها دستت را آلوده می کند

روزهای چوبی ات را باید از همان آغاز

بیهوده نمی سوزاندی ...
دیدگاه ها (۵۳)

چه سخاوتمند است پاییزکه شکوه بلندترین شبش راعاشقانه پیشکش تو...

من فصل سردبرف هاي يک رنگت رادوست دارممن فصل بي بهانه دلگيرنب...

اگـه گذشته بهت زنگ زد …بذار بره رو پیامگیر، چون حرف تازه ای ...

تیغ روزگار شاهرگ کلامم را چنان بریده ، که سکوتم بند نمی آ...

بسم الله الرحمن الرحیم نه رنج و نه لذت :جهنم و بهشت هر دو تط...

......//برده ی زیبا//......

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

در جنگل... صبح...ات با حال خوبی از خواب بیدار شد.لباسش را عو...

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ۴]روز سوم و چهارم هم تقریباً به...

این بانو فیک نویسه لطفا حمایت شه✨💝بخشی از معرفیش:دنیا تصور م...

خداونداببخش..اگربازبان‌به‌تونزدیک‌شده‌اموباقلبم‌خلاف‌آن‌راعم...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

.......//برده ی زیبا//.......

پارت اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط