وقتی میشینم فکرمیکنم که یه زمانی اطرافم شلوغ بود واقعا زن

وقتی میشینم فکرمیکنم که یه زمانی اطرافم شلوغ بود واقعا زندگی میکردم.اشکم درمیاد.یادم میادکه گوشیم روزی حداقل ده تماس داشت ولی الان ماهی میشه کسی نمیزنگه جزمادرم وهمکارم اونم راجب کارزورم میگیره.وقتی فکرمیکنم که دوستام فقط مجازی هستن که اگرنتم قطع بشه دوستیمون محو میشه زورم میگیره.آره زورم میگیره ازدنیای مجازی ونت متنفرمیشم.غرق شدم توتنهایی وخودم نمیدونستم که خیلی تنهاشدم الانا حتی دوستی تومجازی هم واسم معنانداره حوصله دوستای مجازی هم ندارم الان به یه چیزی فراترازنت ودنیای مجازی محتاجم حالادیگه فقط به خدا ودستای خدا نیازمندم.ماهاست تنهایی بهترین دوستم شده.دیگه فکرنکنم کسی دوستم داشته باشه.
دیدگاه ها (۳)

آره بروووو به جهنم

.

اینم کندوی عسل واقعی.باخودم زندگی میکنن فعلا

کنگون خودمونه دریاش عشقه باهوای ابریش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط