آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم

آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم
آنقدر دل زده هستم که نمانم بروم
به همین کوچه واین خانه و دیوار اتاق
و به آیینه سلامی برسانم بروم
آخرین بار به لبهات کمی زل بزنم
به دلم طعم لبانت را بچشانم بروم
یک کمی خاطره جا مانده که بردارم و بعد
تن رنجور خودم را بکشانم بروم
بغض هم واسطه شد خواست دلت را ببرد
تو خریدار نشو، زود برانم بروم
باز باران زده در گوشه ی چشمم، باید
اشک در دفتر شعرم بچکانم بروم
دیدگاه ها (۱)

نازه

چقدر دوست دارم دوست داشتنت را.....!دوست داشتن تویی که ممنوع ...

آمدم سر بزنم شعر بخوانم برومآنقدر دل زده هستم که نمانم برومب...

آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم..آنقدر دلزده هستم که نمانم بروم...

آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم...!آنقدر دلزده هستم که نمانم بر...

آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم...!آنقدر دلزده هستم که نمانم بر...

آمدم سر بزنم شعر بخوانم برومآنقدر دلزده هستم که نمانم برومبه...

آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم...!آنقدر دلزده هستم که نمانم بر...

آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم...!آنقدر دلزده هستم که نمانم بر...

آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم...!آنقدر دلزده هستم که نمانم بر...

آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم...!آنقدر دلزده هستم که نمانم بر...

آمدم سر بزنم شعر بخوانم برومآنقدر دلزده هستم که نمانم برومبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط