با یار به گلزار شدم رهگذری

با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بی‌خبری

دلدار به من گفت که شرمت بادا
رخسار من اینجا و تو بر گل نگری...
دیدگاه ها (۰)

تنها تــــو بودی کہ بہ من آموختی هیچ چیز را سخت نگیرم بہ جز ...

جادوی نگاه تو پری را چه کنمآن غمزه و نازِ دلبری را چه کنمخاک...

آنقدر از موهایت شعر گفته ام که اگر تار موییاز سرت کم شود سیا...

عشقم ..عاشقانه هایم کجابه پای صبح بخیر هایت میرسد ؟تو لب باز...

#معرفی_آهنگدرخت دوستی بنشان که کام دل به بار آردنهالِ دلبری ...

﷽‌#آقای‌من🍂 سحری در بَرَم ای دولت بیدار بیا سر بالین من ای ی...

دیشب دوباره تو خوابم اومده بودی❤️‍🩹🫠از خواب بلند شدم و دیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط