با هم - ♯تــا حـــالا شـــده خســــته بشـــی

با هم - ♯تــا حـــالا شـــده خســــته بشـــی
♯ دیگه حوصله هیچکس
♯ دیگه حوصله هیچ چیز رو نداشته باشی
♯ دیگه برات هیچ چیز مهم نباشه
♯ شبا تا سرت میره روی بالش
♯ همه ی فکرا به سمت سرت هجوم میارن
♯ دلت خیلی تنگ شده
♯ دلت گرفته و
♯ یه بغض آشنا میشینه تو گلوت
♯ این مهمون هر شبته
♯ خوب میشناسیش
♯ میگی بیخیال
♯ میگی
♯ من که عادت کردم دیگه چمه؟
♯ سریع میری تو لیست موزیکات
♯ یه آهنگ حالمو خوب میکنه مگه نه؟
♯ میری سمت آهنگای شاد
♯ اما ناخودآگاه
♯ دستت میخوره روی همون آهنگ همیشگی
♯ قفلی میزنی
♯ بالشتو بغل میکنی
♯ به ی جا خیره میشی
♯ اشکات
♯ قطره قطره
♯ روی گونه ت سر میخورن
♯ یهو یه نور چشمتو میزنه
♯ خورشیده...
♯ عه پس صبح شده؟
♯ بازم یه روز دیگه...
دیدگاه ها (۲۳)

part 37نامجون آروم بهش کمک کرد دراز بکشه و پتو رو روش مرتب ک...

part : 7+ آممممممم ‌.... منپشت کمرمو گرفت و کمکم کرد .. اما ...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

قلب من رو با این بی توجه‌ایت به درد نیار...گرمای دستای بزرگش...

سناریو مایکی پارت۷

وقتی مریض بودی ولی ..

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

part 2ویو آناستازیا و گفتم چیز دیگه لازم ندارید خیلی سرد جوا...

Anya x Damian پارت۵۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط