این روزها

این روزها
خنده از مُد افتاده

بیا
برای من کمی گریه کن
برای چشمانی
که بوی بلوغ گرفته
 دهانی
که شکلِ شهرمان شده
دست هایی  
که دوست دارند
جلوتر از من بپرند
برای پاهایم
که به خیابان ها نمی چسبند!  

 

نه
انگار گریه ات نمی گیرد
بیا
دوباره بخوانیم
دیدگاه ها (۴)

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتچند ثانیه ساکت موندم و به جیهوپ خ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

دوپارتی✨«کاش فقط یک بار دیگر صدایت می‌کردم»خانه در سکوت عجیب...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²⁰چشم‌های هیونجین آروم آروم بسته شدد...

عشق یک طرفه پارت ۱۰ویو اتصدای زنگ در مثل تازیانه روی اعصابم ...

پارت 49🌷 ویو آتهانا آروم نزدیکم شد و گفت:هانا:ـ آت، میشه یه ...

بررادر ناتنی فصل3part 7 دلهره ی شدیدی توی دل ات به وجود اومد...

پارت سوم | صدای شلیکساعت از نیمه‌شب گذشته بود.ات هنوز خوابش ...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت 1 ]از صبح تهیونگ ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط