دیوارهای دنیا بلند است .

دیوارهای دنیا بلند است .

گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار...
مثل بچه بازیگوشی که توپ کوچکش را از سر شیطنت به خانه ی همسایه میاندازد.

گاهی دلم را پرت میکنم آنطرف دیوار..
آنطرف حیاط خانه خداست...

 آن وقت هی در می زنم..

در می زنم..!

فریـــاد میزنم :
«دلم افتاده توی حیاط شما ،می شود دلم را پس بدهید؟»

کسی جوابم را نمی دهد..!
کسی در را برایم باز نمی کند..!

اما همیشه
همیشه دستی دلم را می اندازد این طرف دیوار !!همین ...

من این بازی را دوست دارم...

آنقــــــدر دلم را پرت میکنم ؛آنقـــــــدر دلم را پرت میکنم تا خسته شوند!

تا دیگر دلم را پس ندهند... 
تا آن در را باز کنند و بگویند :

««بیا خودت دلت را بردار ...»»..
دیدگاه ها (۸)

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

عاشقانه های شبنم برا عزیزانم

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐اولین نشانه خیلی کوچک بود.آ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤گاهی بعضی آدم‌ها بدون اینکه بد...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط