ــــــــ

ــــــــ

تنها نه فرات که هفت دریا می سوخت
از تشنگیت تمام دنیا می سوخت
باران سما ز سرنوشتش گله داشت
روزی که جگر گوشه ی زهرا سلام الله می سوخت...!!!
.
.
افتاد و مادر او کنار علقمه آمد
دلتنگ مادرش بود
"کنارش فاطمه آمد"...!
.
#صل_الله_علیک_یا_اباعبدالله
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
دیدگاه ها (۱)

این پست تقدیم به دوستی که برام خیلی باارزشه..ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﻣ...

تربتت بر گردنم..رخت سیاهت بر تنماین دوتا از کودکی دار و ندار...

: ""هفت پند مولانا""شب باش : در پوشیدن خطای دیگرانزمین باش :...

پروردگارا ؛همه دلها به نام تو آغازمی شود وعشقها از نگاه تو س...

آریانا هنوز به پرونده خیره شده بود.روی صفحه‌ی اول، فقط یک اس...

وقتی میخواستی جدا بشید و...

پارت بیست‌ویکم | اعترافی که همه شنیدندصدای آژیر آمبولانس محو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط