اي شب از روياي تو رنگين شده

اي شب از روياي تو رنگين شده

سينه از عطر توام سنگين شده

اي به روي چشم من گسترده خويش

شاديم بخشيده از اندوه بيش

همچو باراني که شويد جسم خاک

هستيم زآلودگي ها کرده پاک



اي تپش هاي تن سوزان من

آتشي در سايهء مژگان من

اي ز گندمزارها سرشارتر

اي ز زرين شاخه ها پر بارتر

اي در بگشوده بر خورشيدها

در هجوم ظلمت ترديدها

با توام ديگر ز دردي بيم نيست

هست اگر، جز درد خوشبختيم نيست
دیدگاه ها (۳)

ای تپش های تـن سوزان منآتشی در سـایهء مــژگان منای ز گنـــدم...

آتشی در سایهٔ مژگان منای ز گندمزارها سرشارترای ز زرین شاخه ه...

ای تپش‌های تن سوزان منآتشی در سایه ی مژگان منای ز گندمزارها ...

ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر توام سنگین شده ای به...

«تولدی دیگر» «فروغ فرخزاد»ای شب از رؤیای تو رنگین شدهسینه از...

ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر توام سنگین شدهای بروی...

ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر تواَم سنگین شدهای به ...

ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر تو ام سنگین شده ای ب...

تقدیم به نگاه زیبای شما عزیزان

ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطرتوام سنگین شدهای به ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط