دقیق نمیدانم رد پایت را در دلم که بگیری به کدامین بهانه ا

دقیق نمیدانم رد پایت را در دلم که بگیری به کدامین بهانه اطلسی میرسی فقط این را میدانم که آن بهانه آنقدر قیمتیست که مدت هاست چشمانم به قلبم حسادت میکندبیا که ترنم نگاهم تجسم حضورت را می طلبد!...
دیدگاه ها (۳۲)

مُدَت هآست کِه نیستی°امآ،قَلبَم سآحِل نیست کِه بآ موجِ کوتآه...

امشب نمیدانم چه میخواهم!!فقط ....وفقط...یک چیز را میدانم..آن...

نبودن هایی هستکه هیچ بودنی جای آن را پر نمی کند نمیدانم چطور...

به درک که باران نیامدخودم با همین چشمانمحافظه کوچه پس کوچه ه...

به بهانه دیدن باران ، آمدم به سوی تو ، به بهانه اینکه به یاد...

دلم یک در می خواهد که بازش کنمو پشتش تو باشی !با دسته ای از ...

دلم یک در می خواهد که بازش کنمو پشتش تو باشی !با دسته ای از ...

برایت می نویسمکه آرام دوستت داااارمو توووذره ذره در درونم رس...

قلم را به دست می گیرم و شروع به نوشتن می کنمنمی دانم چه بنوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط