Part 20

همه خدمتکار ها به ا،ت حسودی میکنن چون همه اون ها عاشق اربابشون بودن یکی از خدمتکار ها به نام لیا دیوانه وار عاشق کوک بود و حاضر بود برای کوک دست به هر کاری بزنه بین خدمتکار ها یک دختری به اسم هلن بود که اخلاقش دقیقا مثل ا،ت بود مهربون کیوت گوگولی جذاب مظلوم پاک ولی از لحاظ زیبایی ظاهری خیلی با ا،ت فرق داشت این دو دختر از لحاظ ظاهر در تضاد هم بودن ا،ت موهای بلوند داشت اما هلن موهای سیاه بود و چند تفاوت دیگری هم دیده می‌شد یکی از بیا گفت باید به بلایی سر ا،ت بیاریم

روزالی = اسم یه خدمتکار دیگه

روزالی : قطعا فقط من از ارباب میترسم اگه بفهمه زندمون نمیزاره

لیا: کی به اون دختره هر،،ز،ه اهمیت میده مطمئن باش خوده کوک چند وقت دیگه اونو میندازه بیرون

هلن از حرف های اون ها می‌ترسید اون نمی‌خواست کسی آسیب ببینه اما از طرفی از لیا می‌ترسید و جرأت مخالفت کردن نداشت پس حرفی نزد و ساکت به حرف اون ها گوش می‌داد

لیا: من مطمئنم ارباب تا چند وقت دیگه یه خدمتکار شخصی برای دختره میگیره باید اون خدمتکار من باشم تا بهش نزدیک بشم و بکشمش

روزالی : ولی بازم بهت میگم مراقب باش هرچی نباشه اون معشوقه جئون جونگ کوکه
دیدگاه ها (۴)

Part ۲۱

Part 22

Part 19

Part 18

Part 16

Part 11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط