تو

تو
هر شب
نواخته می شوی در ادراک ِ این پیانو تا
اسباب ِ سربلندی ِ سمفونی ِ خاطراتِ مردی شوی که
ملودی ِ تنهایی اش
از برکت ِ یکتایی ِ نامت، تقدس گرفته ست..

تکلیف ِ این نُت ها روشن است،
آنقدر در یاد تو
ریتم می گیرند تا دل تنهایی کمی باز بشود..

بالآخره تو یک روز
از راه خواهی رسید و
سراغ ترانه هایی را خواهی گرفت که
روی ضربآهنگ ِ خاطرات مان، جان گرفته اند ...
دیدگاه ها (۱)

^ جادوی موسیقی ^

انسداد شاعرانه های تهی از عشقدر عروق جمعه های بی خبر از تو.....

ده سال می گذردتو نیستی.. و من آنقدرسرد و گرم چشیدۀ نبودنت شد...

روزها وماه ها می گذردتو نیستی و من آنقدرسرد و گرم چشیدۀ نبود...

ده سال می گذردتو نیستی.. و من آنقدرسرد و گرم چشیدۀ نبودنت شد...

بانو ! ملکه سرزمین خودت باش !به دور از تمام باید ها و نباید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط