#پارت ۱۰۹☆

#پارت ۱۰۹☆
جاذبه ی چشمات .....از زبون بیتا .....
رها رفت تو آشپز خونه که یهو جیغ زد :آماده شده اَییییییییی سوختم
من لیندا و پریا زدیم زیر خنده
رها :به من میخندین نه دارم براتون 😈
یه لبخند شیطونی زد و رفت کاکائو آب شده و قهوه رو آورد
من -خب دخیا بفرمایین بخورین که میخوایم خوشبگذرونیم
همه با هم گفتن باشه
کیک رو خوردیم که رها پرید تو اتاق و با گیتار رادین و پرهام برگشت !
من -گیتار براچی ؟
رها -خب میخوام بزنم بخونیم دیگه
رها رو به لیندا و پریا :بلدین بزنین
پریا :اره پرهام یادم داد
لیندا :منم بلدم بزنم
من -خب حالا چی میخواید بزنید
رها و لیندا و پریا یهو گفتن :خیالت تخت
بعد زدن زیر خنده
من -خوبه خب کیا گیتار بزنن ؟
رها :خب تو و پریا بعد من و لیندا
لیندا و پریا باهم گفتن قبوله
منم موافقت کردم شروع کردیم
عاشقم کن یکم به فکر من باش تو
چشمای زیبات این احساسو تودلم کاشت تو
بگو مگه میشه یه لحظه دور ازت باشم
آخه زوری که نیست نمیتونم تو فکرت نباشم
من تورو میخوام هیچ قیمتی نیست که از دستت بدم راحت
تالا نبودم تو عمرم من تو این حالت
عاشق میمونم خیالت تخت از این بابت
عاشق شدمممممممم
منو ببین محو نگات شدم دوباره
منو ببین نگات واسم نذاشته چاره
منو ببین که واسم شب و روز نذاشتی
منو ببین اینقدر خوشکل نبودی کاشکی
داشتیم میخوندیم که گوشی لیندا زنگ �...
به خط خودم
دیدگاه ها (۲۵)

پارت ۱۱۰☆گوشی لیندا زنگ خورد :الو سلام داداش خوبی .....پرهام...

پارت ۱۱۱☆از زبون پرهام ......رفتیم داخل خونه که یهو دیدم همه...

پارت ۱۰۸ ☆ یهو لیندا گفت :نه دیگه زیادی زحمت میشه دیگه شب بر...

پارت ۱۰۷ ☆که یهو دیدم رادین اومد و کیک و آبمیوه رو داد دست ر...

چند پارتی از متیو ریدل ~درخواستی ~ ** شایدم یکم اسمات **

فصل سوم قسمت اول ستاره منامیلی : بانوی من بهتره برای مدرسه ...

اسم فیک: اون واسه منه p48 ات: اون میومد جلو و من مجبور بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط