#خاطرات_شهید🌷

#خاطرات_شهید🌷

🔷بهش گفتم: پسرم! حالا می موندی، بعد از اتمام شدن دانشگاهت می رفتی . محمدرضا گفت:مادر! صدای #هل_من_ناصر_ینصرنی🌱 امام حسین رو الان دارم میشنوم ، بعد شما میگین دو سال دیگه برم؟ شاید اون موقع محمدرضای الان نبودم‌...🥀

#شهید_محمدرضا_دهقان_امیری🌿
#أبووٍصال🥀


💎@feraghe_vesal💎
دیدگاه ها (۰)

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

Borrowed Life PART:2همه خشکشون زد.^ لینا... درسته قبلاً به...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁴ | پارتـ ⁴🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

شاهکاری به نام دروغ

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وهفتم | سفر به سئولصبح زود، لانا و جونگک...

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

«قرار نبود عاشقت بشم» | تک‌پارتی جونکوک 🖤از همون روز اول با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط