در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این کلبه ویرانه ندارد

دل را بکف هر که نهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

دربزم جهان جز دل حسرت کش ما نیست
آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد

دل خانه عشقست خدا را به که گویم
کارایشی از عشق کس این خانه ندارد

گفتم مه من! از چه تو در دام نیفتی؟
گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد

ای آه مکش زحمت بیهوده که تاثیر
راهی بحریم دل جانانه ندارد

در انجمن عقل فروشان ننهم پای
دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد

تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا
ده روزه عمر این همه افسانه ندارد

از شاه و گدا هر که در این میکده ره یافت
جز خون دل خویش به پیمانه ندارد
دیدگاه ها (۱۲)

وقتی کسی در کنارت هست ، خوب نگاهش کن :به تمام جزئیاتشبه لبخن...

عشق آمد خویش را گم کن عزیز قوتت را قوت مردم کن عزیز عشق یعن...

نـگاهت قلبمو برده هنوزم پس نیاوردهدلم بی تاب چشماته بیا تا ک...

دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت را من دوست دارم زندگی با دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط