Part ¹³
Part ¹³
The name of the story: Madness hall(تالار جنون)
گفت:
اینجام، عزیزم.........
پشت سرت فقط کسی منو نمیبینه..........
تو ذهنت با من حرف بزن... برای شک نکردن کسی.........
تو ذهنم گفتم:
خب، خیالم راحت شد.........
ولی یه سوال؟!
گفت:
میشنوم.........
گفتم:
حالم بده..........
ولی یه موضوع تو داری بیرون ذهن من حرف میزنی پس چطوری اونا نمیشنون؟!
اصلا راه حل بازی چیه؟!
چرا با سه بار صدا زدنت نیومدی؟!
خندید و گفت:
گفتی فقط یه سوال ولی این که سه تا شد.........
به هر حال......!
سوال یک:
چون ما پیوند خوردیم و من وقتی محو میشم صدام هم محو میشه هیچ کس نمیشنوه به جز اون کسی که پیوند خورده با من..........
سوال دو:
الان بهت میگم.........
سوال سه:
چون من بهت گفتم حواست به چیز هایی که بهت میدن باشه... مثلا اون یکی هم تیمیت رو ببین رفته اونجا محتویات معده اش رو میاره بالا..........
بخاطر اون نوشیدنیه قبل از مسابقه است... خداروشکر کن بهت شراب دادن..........
چون همچین چیزی نوشیدی کمی از پیوندت بامن ضعیف شد ولی من حواسم بهت هست..........
صدام نمیزدی خودم میومدم..........
گفتم:
باشه، حالا راه حل بازی؟!
همه شروع کردن..........
گفت:
سه تا تونل اینجاست، ولی عزیزم من بهت گفتم ضرب المثل یا شعر های روی سر در دیوار رو حفظ کنی.........
گفتم:
خداروشکر مستی روی مغزم زیاد تاثیری نذاشته.........
شعر رو یادم میاد:
«آنکه در روشنایی به دنبال حقیقت بگردد، کور خواهد شد.
راه را در جایی بجوی که حتی سایه نیز جرئت ماندن ندارد.»
بهش میخورد که چند لحظه ای داره فکر میکنه و بعد گفت:
خب، چه عالی.........
منظور این شعر اینه که:
شرکتکنندهها اول فکر میکنند باید دنبال تونل های روشن بگردند، اما این گمراهکننده است. شخصیت اصلی یعنی تو متوجه میشود که منظور از «جایی که حتی سایه هم جرئت ماندن ندارد» مکانی است که هیچ نوری به آن نمیرسد؛ یعنی زیرزمین یا گذرگاه مخفی. آنجا درِ اولین مرحله پیدا میشود.
گفتم:
ولی تمام این تونل ها بهشون میخوره که روشن هستن.........
خندید و گفت:
آفرین.........
ولی تونل یک موضوع گمراه کننده هست........
تمام این تونل ها اشتباه هستن و بیرون اومدن ازشون سخت...........
اون گوشه از سالن یه محفظه سفید رنگ هست که به چشم نمیاد بخاطر همین بازی کنندگان همیشه اشتباه میکنند و برنده نمیشن.........
اون محفظه یه زیر زمین تنگ و تاریک ترسناکه ولی هیچ چیزه خاصی نداره فقط صداهای عجیب و غریب برای انداختن رعب و وحشت در دل بازی کنندگان.........
به محض اینکه پا تو اونجا گذاشتی چند قدم راه بری وارد سالن غذا خوری میشی که این به مبنای برنده شدنت هست...........
گفتم:
چرا از دوباره سالن غذا خوری؟!
گفت:
وقتی به جای درست میرسی و برنده میشی برت میگردونن به همون جایی که قبل از مسابقه بودی.... یعنی کلا راه درست برای برنده شدن منتهی میشه بجایی که بودی و برنده اولین مسابقه میشی.........
یعنی سالن غذا خوری........
The name of the story: Madness hall(تالار جنون)
گفت:
اینجام، عزیزم.........
پشت سرت فقط کسی منو نمیبینه..........
تو ذهنت با من حرف بزن... برای شک نکردن کسی.........
تو ذهنم گفتم:
خب، خیالم راحت شد.........
ولی یه سوال؟!
گفت:
میشنوم.........
گفتم:
حالم بده..........
ولی یه موضوع تو داری بیرون ذهن من حرف میزنی پس چطوری اونا نمیشنون؟!
اصلا راه حل بازی چیه؟!
چرا با سه بار صدا زدنت نیومدی؟!
خندید و گفت:
گفتی فقط یه سوال ولی این که سه تا شد.........
به هر حال......!
سوال یک:
چون ما پیوند خوردیم و من وقتی محو میشم صدام هم محو میشه هیچ کس نمیشنوه به جز اون کسی که پیوند خورده با من..........
سوال دو:
الان بهت میگم.........
سوال سه:
چون من بهت گفتم حواست به چیز هایی که بهت میدن باشه... مثلا اون یکی هم تیمیت رو ببین رفته اونجا محتویات معده اش رو میاره بالا..........
بخاطر اون نوشیدنیه قبل از مسابقه است... خداروشکر کن بهت شراب دادن..........
چون همچین چیزی نوشیدی کمی از پیوندت بامن ضعیف شد ولی من حواسم بهت هست..........
صدام نمیزدی خودم میومدم..........
گفتم:
باشه، حالا راه حل بازی؟!
همه شروع کردن..........
گفت:
سه تا تونل اینجاست، ولی عزیزم من بهت گفتم ضرب المثل یا شعر های روی سر در دیوار رو حفظ کنی.........
گفتم:
خداروشکر مستی روی مغزم زیاد تاثیری نذاشته.........
شعر رو یادم میاد:
«آنکه در روشنایی به دنبال حقیقت بگردد، کور خواهد شد.
راه را در جایی بجوی که حتی سایه نیز جرئت ماندن ندارد.»
بهش میخورد که چند لحظه ای داره فکر میکنه و بعد گفت:
خب، چه عالی.........
منظور این شعر اینه که:
شرکتکنندهها اول فکر میکنند باید دنبال تونل های روشن بگردند، اما این گمراهکننده است. شخصیت اصلی یعنی تو متوجه میشود که منظور از «جایی که حتی سایه هم جرئت ماندن ندارد» مکانی است که هیچ نوری به آن نمیرسد؛ یعنی زیرزمین یا گذرگاه مخفی. آنجا درِ اولین مرحله پیدا میشود.
گفتم:
ولی تمام این تونل ها بهشون میخوره که روشن هستن.........
خندید و گفت:
آفرین.........
ولی تونل یک موضوع گمراه کننده هست........
تمام این تونل ها اشتباه هستن و بیرون اومدن ازشون سخت...........
اون گوشه از سالن یه محفظه سفید رنگ هست که به چشم نمیاد بخاطر همین بازی کنندگان همیشه اشتباه میکنند و برنده نمیشن.........
اون محفظه یه زیر زمین تنگ و تاریک ترسناکه ولی هیچ چیزه خاصی نداره فقط صداهای عجیب و غریب برای انداختن رعب و وحشت در دل بازی کنندگان.........
به محض اینکه پا تو اونجا گذاشتی چند قدم راه بری وارد سالن غذا خوری میشی که این به مبنای برنده شدنت هست...........
گفتم:
چرا از دوباره سالن غذا خوری؟!
گفت:
وقتی به جای درست میرسی و برنده میشی برت میگردونن به همون جایی که قبل از مسابقه بودی.... یعنی کلا راه درست برای برنده شدن منتهی میشه بجایی که بودی و برنده اولین مسابقه میشی.........
یعنی سالن غذا خوری........
- ۷۶
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط