عزیزم..جانم

عزیزم..جانم
وقتی که صدایم میزنی,وقتی که اسم من از دهان تو بیرون می اید...نفسم به شماره می افتد..از حس غرور پر میشوم,چون افتخار به من میدهی که نامم از دهان تو بیرون می اید..تفسم دلم برای تو بد تنگ شده..انقدر که قادر به گفتنش نیستم..ماه من بد دوستت دارم..فدای دل تنگ تو بشم..
دیدگاه ها (۱)

عشق پاک من..وجودت عطرت.نفس هات..تمام وجودم رو در برگرفته..هم...

دلم گرفته دلم تنگ شده برات...دلم برای خنده هات تنگ شدهخونه ب...

نفس من کجایی...بیا از من همین یک ذره را که جا گذاشته ای با خ...

بانوی من...نگاهم که میکنی خراب میشوم...خراب نگاه تو..نفسم خر...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

آخرین بحث پارت۲

🎭 آخرین نقشپارت هفتمروز بعد، لیانا زودتر از همه به استودیو ر...

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده می‌پرسی💜پارت ۲...

★ازدواج من و بابات؟...p⁴(* ساعت ۵ *)رفتم داخل رستوران...تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط