"دکتر...! نگفته های زیادی ست در دلم

"دکتر...! نگفته های زیادی ست در دلم
لب وا که می کنم، سخنم درد می کند

می خواستم که لال بمانم، به جان تو!
دیدم سکوت در دهنم درد می کند..."
دیدگاه ها (۱)

تنهاییم را پنهان می کنم...در " نوشته هایم " درد دلم را...در ...

مرزی فراتر از یکـ درد ، در تمامـ من درد می‌کندخوابـ هایمـ در...

اندوه دلمرازی ست که در سکوت شبانه                          ب...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت10دکتر لی:خا...

فکر کنم سخت‌ترین قسمتِ رفتن از تو، خودِ رفتن نیست؛ اینه که ب...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‹ ࡎادق ه...

تو برای من فقط یک «دوستت دارم» ساده نیستیتو همان اتفاق نادری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط