عقل
عقل
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
بخشی از مجموعه مقالههای:
Allah1.png
اسلام
اصول
توحید نبوت معاد خاص تشیع: امامت عدل
فروع
نماز روزه زکات حج جهاد خاص تشیع: خمس امر به معروف نهی از منکر تولی تبری
منابع اسلامی
قرآن عقل سنت (حدیث)
شخصیتها
محمد اهل بیت خلفای راشدین امامان شیعه صحابهٔ محمد
مذاهب
تسنن تشیع تصوف
علوم
حدیث تفسیر فقه کلام فلسفه عرفان
تاریخ
امویان عباسیان فاطمیان مملوکان عثمانیان صفویان آخرالزمان
جغرافیا
مکه مدینه بیتالمقدس کوفه نجف کربلا سامرا کاظمین مشهد قم شیراز دمشق جهان اسلام (کشورهای اسلامی)
لباسهای اسلامی
حجاب اسلامی چادر عربی برقع روبنده دشداش روسری چادر
فرهنگ و جامعه
درگاه اسلام
ن ب و
عَقْل یا خِرَد یک توانایی است که با آن میتوان به طور خودآگاهانه معنیها را درک کرد، منطق به کار برد، واقعیتها را سازماندهی کرد یا صحت آنها را بررسی نمود و بر اساس اطلاعات موجود یا اطلاعات جدید، باورها، شیوهها و یا نهادهای اجتماعی را تغییر داد یا توجیه کرد. عقل معمولاً یکی از خصوصیات قطعی طبیعت انسان به شمار میآید و ارتباط نزدیکی با فعالیتهای مخصوص به انسانها دارد؛ چیزهایی مانند فلسفه، علم، زبان، ریاضیات و هنر. گاهی اوقات برای اشاره به عقل از عبارتهای عقلانیت یا خردورزی استفاده میشود و در مواردی نیز در مقابل شهود از عنوان عقل گفتمانی استفاده میشود.
عقل یک نیروی درونی انسان است که کنترل کننده و مهار کننده امیال او میباشد.[۱] عقل، فکر، و حس سه منبع شناخت در فلسفه هستند. افلاطون، دکارت و اسپینوزا از فیلسوفان عقل گرا هستند. در واقع عقل نیروی تشخیص خوب و بد است که در بدن انسان نهاده شده است.
در علم اصول فقه در مذهب شیعه اثنی عشری، یکی دیگر از ادلّه استنباط احکامشرعی و قوانین حقوقی علاوه بر قرآن و سنت و اجماع، «عقل» است.[۲] البته بنا بر نظر برخی از دانشمندان متاخر شیعی این مطلب (استفاده از عقل منبعی) عملاً در هیچ موردی اتفاق نیافتاده است.[۳]
محتویات [نهفتن]
۱ انواع عقل
۱.۱ انواع عقل از نگاه دکارت
۱.۲ انواع عقل از نگاه سهروردی
۱.۳ انواع عقل از نگاه فارابی
۱.۴ انواع عقل از نظر غزالی
۱.۵ انواع عقل از دیدگاه کانت
۱.۶ انواع عقل از نگاه مولوی
۱.۷ عقل از دیدگاه صوفیه
۲ جستارهای وابسته
۳ پانویس
۴ منابع
انواع عقل[ویرایش]
انواع عقل طبق دیدگاه فیلسوفان مختلف:
انواع عقل از نگاه دکارت[ویرایش]
میتوان گفت که کاملترین و موثرترین تعبیر از عقل در مقام اندیشهٔ روشمند روش معروف دکارت بود.[۴]
دکارت همه انسانها را به نسبت مساوی از درک درست بهرهمند دانسته است.[۵] تا آنجا که کتاب گفتار در روش را با این جملات آغاز کرده است:
درک درست بهتر از هر چیز در میان مردم به طور مساوی توزیع شده است چنانکه هر کس فکر میکند که به حد نهایت از آن برخوردار است، به گونهای که حتی زیادهخواهترین افراد هم معمولاً به داشتن سهمی بیشتر از آنکه دارند، تمایلی نشان نمیدهند.[۶]
نکته جالب در فلسفهٔ دکارت آن است که وی انسان را به دو بخش عقل و جسم تقسیم کرده و علاوه بر این تقسیمهای مربوط به درجهبندی عقل را از بین برد. عقل کامل یک انسان در سن سی سالگی به به طور کامل تکمیل میشود. []
انواع عقل از نگاه سهروردی[ویرایش]
سهروردی عقل را دارای انواع مختلف میداند،[۷][۸]
عقل روباه
عقل کاسب
عقل سیاسی
عقل عالم
عقل سرخ
انواع عقل از نگاه فارابی[ویرایش]
انواع عقل از نگاه فارابی عبارت است از:[۹]
عقل عامه
عقل بالقوه
عقل بالفعل
عقل بالمستفاد
عقل فعال
انواع عقل از نظر غزالی[ویرایش]
انواع عقل از دیدگاه غزالی:[۱۰]
عقل عامه
عقل متکلمان
عقل فلاسفه
انواع عقل از دیدگاه کانت[ویرایش]
کانت عقل را از دو نوع عقل نظری و عقل عملی میداند.[۱۱]
عقل نظری
عقل عملی
عرفاً نظرات دیگری دربارهٔ تقسیمبندی عقل دارند.
انواع عقل از نگاه مولوی[ویرایش]
مولوی در مثنوی معنوی عقل را به قرص آفتاب، چراغ، سیاره زهره و یا کمتر از آن و نیز ستاره تشبیه کرده است.[۱۲]
عقل از دیدگاه صوفیه[ویرایش]
نقش عقل که به معنای خرد و هوش و فهم آمده در مکتب تصوّف چیست؟ برای روشن شدن مطلب باید انسانها را به سه گروه ردهبندی کرد: عوام، دانشمندان و روشنفکران و صوفیان.
عوام کسانی هستند که نفس بر آنها حکومت میکند و جز در مواقع استثنائی معمولاً نفس آنان بر عقلشان حاکم است.
زندگی دانشمندان و روشنفکران متکی به چراغ عقل است و نفس آنان خواستههای خود را با چراغ خِرَد ارضا میکند. امّا گاهی نفس بدون توجه به خِرَد هوی و هوس خود را جامهٔ عمل میپوشاند و به اصطلاح آبروی آنان را میبرد.
معنای دیگر عقل بند بر پای بستن است و در عربی عِقال به معنای ریسمانی است که بدان زانوی شتر را میبندند. میتوان گفت عقل برای شتر مست که همان هوی و هوس
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
بخشی از مجموعه مقالههای:
Allah1.png
اسلام
اصول
توحید نبوت معاد خاص تشیع: امامت عدل
فروع
نماز روزه زکات حج جهاد خاص تشیع: خمس امر به معروف نهی از منکر تولی تبری
منابع اسلامی
قرآن عقل سنت (حدیث)
شخصیتها
محمد اهل بیت خلفای راشدین امامان شیعه صحابهٔ محمد
مذاهب
تسنن تشیع تصوف
علوم
حدیث تفسیر فقه کلام فلسفه عرفان
تاریخ
امویان عباسیان فاطمیان مملوکان عثمانیان صفویان آخرالزمان
جغرافیا
مکه مدینه بیتالمقدس کوفه نجف کربلا سامرا کاظمین مشهد قم شیراز دمشق جهان اسلام (کشورهای اسلامی)
لباسهای اسلامی
حجاب اسلامی چادر عربی برقع روبنده دشداش روسری چادر
فرهنگ و جامعه
درگاه اسلام
ن ب و
عَقْل یا خِرَد یک توانایی است که با آن میتوان به طور خودآگاهانه معنیها را درک کرد، منطق به کار برد، واقعیتها را سازماندهی کرد یا صحت آنها را بررسی نمود و بر اساس اطلاعات موجود یا اطلاعات جدید، باورها، شیوهها و یا نهادهای اجتماعی را تغییر داد یا توجیه کرد. عقل معمولاً یکی از خصوصیات قطعی طبیعت انسان به شمار میآید و ارتباط نزدیکی با فعالیتهای مخصوص به انسانها دارد؛ چیزهایی مانند فلسفه، علم، زبان، ریاضیات و هنر. گاهی اوقات برای اشاره به عقل از عبارتهای عقلانیت یا خردورزی استفاده میشود و در مواردی نیز در مقابل شهود از عنوان عقل گفتمانی استفاده میشود.
عقل یک نیروی درونی انسان است که کنترل کننده و مهار کننده امیال او میباشد.[۱] عقل، فکر، و حس سه منبع شناخت در فلسفه هستند. افلاطون، دکارت و اسپینوزا از فیلسوفان عقل گرا هستند. در واقع عقل نیروی تشخیص خوب و بد است که در بدن انسان نهاده شده است.
در علم اصول فقه در مذهب شیعه اثنی عشری، یکی دیگر از ادلّه استنباط احکامشرعی و قوانین حقوقی علاوه بر قرآن و سنت و اجماع، «عقل» است.[۲] البته بنا بر نظر برخی از دانشمندان متاخر شیعی این مطلب (استفاده از عقل منبعی) عملاً در هیچ موردی اتفاق نیافتاده است.[۳]
محتویات [نهفتن]
۱ انواع عقل
۱.۱ انواع عقل از نگاه دکارت
۱.۲ انواع عقل از نگاه سهروردی
۱.۳ انواع عقل از نگاه فارابی
۱.۴ انواع عقل از نظر غزالی
۱.۵ انواع عقل از دیدگاه کانت
۱.۶ انواع عقل از نگاه مولوی
۱.۷ عقل از دیدگاه صوفیه
۲ جستارهای وابسته
۳ پانویس
۴ منابع
انواع عقل[ویرایش]
انواع عقل طبق دیدگاه فیلسوفان مختلف:
انواع عقل از نگاه دکارت[ویرایش]
میتوان گفت که کاملترین و موثرترین تعبیر از عقل در مقام اندیشهٔ روشمند روش معروف دکارت بود.[۴]
دکارت همه انسانها را به نسبت مساوی از درک درست بهرهمند دانسته است.[۵] تا آنجا که کتاب گفتار در روش را با این جملات آغاز کرده است:
درک درست بهتر از هر چیز در میان مردم به طور مساوی توزیع شده است چنانکه هر کس فکر میکند که به حد نهایت از آن برخوردار است، به گونهای که حتی زیادهخواهترین افراد هم معمولاً به داشتن سهمی بیشتر از آنکه دارند، تمایلی نشان نمیدهند.[۶]
نکته جالب در فلسفهٔ دکارت آن است که وی انسان را به دو بخش عقل و جسم تقسیم کرده و علاوه بر این تقسیمهای مربوط به درجهبندی عقل را از بین برد. عقل کامل یک انسان در سن سی سالگی به به طور کامل تکمیل میشود. []
انواع عقل از نگاه سهروردی[ویرایش]
سهروردی عقل را دارای انواع مختلف میداند،[۷][۸]
عقل روباه
عقل کاسب
عقل سیاسی
عقل عالم
عقل سرخ
انواع عقل از نگاه فارابی[ویرایش]
انواع عقل از نگاه فارابی عبارت است از:[۹]
عقل عامه
عقل بالقوه
عقل بالفعل
عقل بالمستفاد
عقل فعال
انواع عقل از نظر غزالی[ویرایش]
انواع عقل از دیدگاه غزالی:[۱۰]
عقل عامه
عقل متکلمان
عقل فلاسفه
انواع عقل از دیدگاه کانت[ویرایش]
کانت عقل را از دو نوع عقل نظری و عقل عملی میداند.[۱۱]
عقل نظری
عقل عملی
عرفاً نظرات دیگری دربارهٔ تقسیمبندی عقل دارند.
انواع عقل از نگاه مولوی[ویرایش]
مولوی در مثنوی معنوی عقل را به قرص آفتاب، چراغ، سیاره زهره و یا کمتر از آن و نیز ستاره تشبیه کرده است.[۱۲]
عقل از دیدگاه صوفیه[ویرایش]
نقش عقل که به معنای خرد و هوش و فهم آمده در مکتب تصوّف چیست؟ برای روشن شدن مطلب باید انسانها را به سه گروه ردهبندی کرد: عوام، دانشمندان و روشنفکران و صوفیان.
عوام کسانی هستند که نفس بر آنها حکومت میکند و جز در مواقع استثنائی معمولاً نفس آنان بر عقلشان حاکم است.
زندگی دانشمندان و روشنفکران متکی به چراغ عقل است و نفس آنان خواستههای خود را با چراغ خِرَد ارضا میکند. امّا گاهی نفس بدون توجه به خِرَد هوی و هوس خود را جامهٔ عمل میپوشاند و به اصطلاح آبروی آنان را میبرد.
معنای دیگر عقل بند بر پای بستن است و در عربی عِقال به معنای ریسمانی است که بدان زانوی شتر را میبندند. میتوان گفت عقل برای شتر مست که همان هوی و هوس
- ۵.۳k
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط