P

P17🦋






نامجون=جیهوپ بیا جین برات غذا درست کرده چند روزه درست حسابی چیزی نخوردی
-نه هیونگ میخوام پیش نارا باشم
نامجون=بیا جیهوپ حالت زد میشه ها
-پس میشه تو پیشش بمونی نمیخوام وقتی بلند شد تنها باشه
نامجون=معلومه که میشه این که پرسیدن نداره تو برو پایین من هستم
-{آروم از نارا جدا میشه و میره بیرون} مرسی هیونگ
نامجون=خواهش میکنم{اومد و دراز کشید رو تخت و نارا رو بغل کرد}




پایین//




جین=اومدی بیا بشین
-هیونگ
جین=بله
-بنظرت چرا نارا اینطوری شد
جین=جیهوپ اینقدر سخت نگیر طبیعیه بعد اون عمل سختی که داشته یکم حالش بد بشه که همشم از خستگیه
-مطمئنی؟
جین=اره بابا {غذارو کشید و گذاشت رو میز}
-مرسی...خودت نمیخوری
جین=نه من خوردم
-باشه...پسرا کجان
جین=چمیدونم هر کدومشون یه ورین
-عه باش....هیونگ اون چیه رو گاز
جین=برای نارا سوپ و پاستا درست کردم که راحتر بخوره
-دستت درد نکنه
جونگکوک=عه هیونگ اومدی پایین؟
-اره نامجون گفت بیام پایین یع چیزی بخورم
شوگا=خوب کاری کردی دو روزه درست حسابی چیزی نخوردی
جیمین=هنوزم نگران نارایی؟
-اخه چطوری میشه نباشم
جیمین=الان که خداروشکر همه چی تموم شده و حالش خوبه
-اه جیمین خودمم نمیدونم از چی نگرانم همش میترسم یه اتفاقی بیفته برای نارا
تهیونگ=نترس چیزی نمیشه
-امیدوارم....شما چیزی خوردین؟
جونگکوک=با اینکه نمیدونم اسمش ناهاره یا صبحونه اما اره دست هیونگ درد نکنه بزامون غذا درست کرد
-مرسی هیونگ امروز خیلی زحمت کشیدی
جین=خواهش میکنم
شوگا=بنظرت نباید نارا رو بیدار کنیم ضعف میکنه ها
-نمیخواد الان کم کم خودش بیدار میشه






اتاق//






نامجون«نارا رو بغل کرد بودم و داشتم موهاشو نوازش میکردم که دیدم داره تو بغلم تکون میخوره بعد بیدار شد






&بابا
نامجون=عمو منم عزیزم
&عه سلام عمو جون
نامجون=سلام قشنگم چرا بیدار شدی فسقلی
&ضعف کردم
نامجون=الهی حق داره عزیزم بیا آروم بلند شو آهان خوب بیا از این طرف{بهش کمک میکنه و میرن پایین}





-عووو سلام فرشته کوچولوی من
&سلام بابا
-خوب خوابیدی دخترم
&اره
جونگکوک=بیا ببین جین چیکار کرده
&مرسی عمو جون
جین=خواهش میکنم عزیزدلم بیا قشنگم{یه بشقاب کشید و گذاشت جلوش}
&ممنون{شروع کرد به خوردن}
-حالت بهتره؟
&اره
تهیونگ=به خاطر اینه که یکمی خوابیدی بدنت به خواب احتیاج داشت
&اوم







بعد از شام//






نامجون=هیونگ ما دیگه میریم بهتره خونه خلوت باشه تا نارا بتونه استراحت کنه
-عه چرا یکم دیگه میموندین
جین=نه دیگه باید بریم
-باشه






{بعد از خداحافظی رفتن}






ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

𝕙𝕒𝕡𝕡𝕪 𝕓𝕚𝕣𝕥𝕙𝕕𝕒𝕪 𝕁_𝕙𝕠𝕡𝕖🎀

P16🦋-دخترم دیگه کم کم باید بخوابیم ساعت دوازده شد&اوم منم خو...

P15🦋-نارا تو هنوزم نمیخوای چیزی بخوری& نوچ -از بچگیت همینطور...

P8🦋جیهوپ«بعد از تموم شدن تمرینمون با پسرا تا ساعت یک موندیم ...

P12🦋 صبح//جیهوپ«صبح زود از استرس امروز بیدار شده بودم تقریبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط