دختر تنها ! از تنهایی خسته شده بود از طرفی دوست داشت هر چ

دختر تنها ! از تنهایی خسته شده بود از طرفی دوست داشت هر چه زودتر ازدوج کنه برای همین از دوستش خواست راهنمایی اش کنه

دوستش میگه : من هم تنهام ، بیا با هم بریم کوه ، چون شنیدم خیلی از مردهای آماده ازدواج و تنها برای پیدا کردن زن میرن کوه ...

اون دو تا میرن کوه
در بالای یه صخره کوه
جایی که اون دو تا هیچ کسی رو نمی بینن
تصمیم می گیرن داد بزنن
و حرف دلشون رو به کوه بگن :
- با من ازدواج می کنی ؟
.
.
.
.
و بعدش شنیدن

…… ﺑـــــــــــــــــــﺎ ﻣـــــــــــــــــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــــــــﯿﮑﻨـــــــــــــﯽ؟
.
ﺑــــــﺎ ﻣــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــــــﯿﮑﻨـــــــــــﯽ؟
.
ﺑـــﺎ ﻣــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣــــﯿﮑﻨـــــــﯼ؟
.
ﺑـﺎ ﻣــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــﯿﮑﻨــﯽ؟
.
ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

یه نگاهی به هم انداختند
لپ هاشون گل انداخته بود چون ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ پذیرفتن ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ
در حالی که از صخره پایین می اومدن گفتند نه ما می خواهیم درس بخونیم ....
دیدگاه ها (۶)

چی بگم ممد نمیدونم ی دختره ب اسم مهشید حرفای ناجور زد منم جو...

داداش شهررررامممم گلمممممم دیوووووونه ویسسس تولدتتتتتت مبارک...

پیرمردی در حالی که کودکی زخمی و خون‌آلود را در آغوش داشت با ...

تقدیمممممم ب دوستاییی گلم بخصوص هستی جوووون خودمممم ک داره ا...

دختر تنها ! از تنهایی خسته شده بود از طرفی دوست داشت هر چه ز...

ختر تنها ! از تنهایی خسته شده بود از طرفی دوست داشت هر چه زو...

خواسگارهای کوهیدختر تنها ! از تنهایی خسته شده بود از طرفی دو...

دختر تنها ! از تنهایی خسته شده بود از طرفی دوست داشت هر چه ز...

ﺟﻤﻌﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ:ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ﺑﻌﺪ ﺷﻨﯿدم:ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩ...

ﺟﻤﻌﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ :ـﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟ﺑﻌــﺪ ﺷﻨﯿﺪﻡ :ﺑــ...

ﺟﻤﻌﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ :ـــ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟ﺑﻌــﺪ ﺷﻨﯿﺪﻡ :...

صبح ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ: ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ﺑﻌــﺪ ﺷﻨﯿﺪم:... ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط