Part ...

Part :68. #ریاست_عشق
𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧𝐜𝐲‌.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞.



دستمو گرفت ،سعی می کردم خودمو ازش دور کنم ولی نمی تونستم
به هق هق افتاده بودم نفسم بالا نمی اومد

آخرین چیزی دیدم فرو رفتن تو آغوش گرمش بود


.....




چشم هام و آروم باز کردم نگاهی به اطرافم انداختم توی اتاقم بودم تاریک بود و فقط آباژور کنار تختم روشن بود
آروم روی تخت نشستم دست هام باند پیچی شده بود و می شد خون رو روش دید
پتوم و کنار زدم بلند شدم و سمت در اتاق رفتم که در باز شد و تهیونگ جلوم قرار گرفت


نمی دونستم اون چرا اینجاست تنها چیزی که یادم بود جئون بود وقتی داشت سعی می کرد جلوم و بگیره
نگاهی به دستم انداخت و اونو توی دستای بزرگ خودش گرفت


همون‌طور که سرش پایین بود لب‌ زد

_ نمی زارم حقتو ازت بگیرن

+ ته این کارو نکن اون به تو هم رحم نمی کنه

+نمی خوام به تو صدمه ای بزنه تو تنها کسی هستی که می تونم بهش اعتماد کنم

_ ولی من نمی زارم به تو صدمه ای بزنه ح.حتی
اگه جون خودمو از دست بدم


قبل از اینکه چیزی بگم دستمو و رها کرد از دیدم خارج شد

به اتاق برگشتم و لباس هامو عوض کردم سمت در خونه رفتم و سمت پارکینگ رفتم سوییچ و زدمو تو ماشین نشستم
پارکینگ تاریک و خلوت بود
حس خوبی نداشتم
خواستم ماشین و روشن کنم که یادم اومد گوشیم و تو خونه جا گذاشتم
دستمو سمت دستگیره بردم تا درو باز کنم و از ماشین پیاده شم که
دستمالی روی دهنم قرار گرفت
سعی کردم دستشو پس بزنم ولی نتونستم
و چشمام بسته شد و
سیاهی مطلق
دیدگاه ها (۰)

Part:67. #ریاست_عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧...

#سناریو وقتی تاب سواری می کنیم سرعتش خیلی بالا می ره می افت...

Part:32. #ریاست.عشق یه فیلم پخش...

وقتی باهات قهر بود و.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط