یا امام رضا

یا امام رضا...
دوباره عید نزدیک است!


گوشه ی صحن، دم عید دلم می لرزد
من و یک عالمه تردید، دلم می لرزد


بادی از سمت حرم قصد وزیدن دارد
بی سبب نیست که چون بید دلم می لرزد


لرزه افتاده به جان در و دیوار ولی
زلزله نیست، نترسید! دلم می لرزد...


می روم سمت حرم دست به سینه اینبار
دو قدم مانده به خورشید دلم می لرزد


هرچه از زائر خود دل ببری میچسبد
چقدر در حرمت دربه دری میچسبد


چقَدَر در حرمت مست زیاد است ببین
چقَدَر دور و برت دست زیاد است، ببین


زائرانت به کرامات تو عادت دارند
همه یک جور به این خانه ارادت دارند


یک نفر پول، یکی اشک، یکی انگشتر
از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر


روزهامان همگی با کَرَمت می چرخند
زائرانت چقدر با عظمت می چرخند


ابر و باد و مه و خورشید همه رقص کنان
چند قرن است که زیر علمت می چرخند


تا قدم رنجه کنی بر سر ما یک عمر است
چشم هامان به هوای قدمت می چرخند


حاجیانی که به حج رفتنشان جور نشد
چه غریبانه به دور حرمت می چرخند


آب در کوزه و ما تشنه لبان می گشتیم
یار در مشهد و ما گرد جهان می گشتیم!
دیدگاه ها (۶)

توجه توجه توجه ...

ايشان تحصيلات خود را تا مقطع دکتراي پزشکي در مشهد ادامه داد ...

روزشمار محرم 51پنجاه و یک شب سینه ام پر التهاب است تا به مح...

ای برادر جنگ جنگ دیگری ست،خاکریز اکنون به رنگ دیگری ست!سـنگـ...

#light_in_the_darkتصمیم گرفت بره سره کار خانواده فینتا(بغل د...

سبک سیاه زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط