ﻋﺰﯾﺰ ﻣﻦ ،

ﻋﺰﯾﺰ ﻣﻦ ،
ﻣےﮔﻮﯾے :
ﺁﺏ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﮑﺎﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ !
ﺍﻣﺎ، ﮐﻤےﺩﻗﺖ ﮐﻦ !
ﺭﻭﺯﻫاے ﻣﻦ،
ﻻﻏﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ،
ﻭ ﺷﻌﺮﻫﺎےِ ﻣﻦ،
ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﯿﻦ !
ﻭ ﻋﺸﻘﻬﺎےِ ﺗﻮ،
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ،
ﺭﻧﮕﯿﻦِ ﺭﻧﮕﯿﻦ !
ﻭ ﻣﻦ،
ﻫﻢ ﭼﻨﺎﻥ،
ﺳﺎﺩﻩ،
ﻋﺎﺷﻖ،
ﺷﯿﻔﺘﻪ،
ﺑﻪ ﻧﺎﻡِ ﭘﺎﮎِ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ،
ﻗﺴﻢ ﻣے ﺧﻮﺭﻡ.
ﻭ ﺑﻪ ﻧﺎﻡِ ﭘﺎﮎِ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ،
ﻋﺸﻖ ﻣے ﻭﺭﺯﻡ .
ﻭ ﺑﻪ ﻧﺎﻡِ ﭘﺎﮎِ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ،
ﻋﺸﻖ ﻣے ﻭﺭﺯﻡ ...
دیدگاه ها (۸)

میدانے، روزےکه ماجراےعشق تو را به مادرم گفتم، چه اتفاقےافتاد...

ترسم از آدم هاییه که مثل تاکسے باهات برخورد مےکنن!آدم هایےکه...

بوے درد میدهد شهرمبوے پارگے حنجرهابوے کشتن به وقت رو بوسےبوے...

همین امروز تصمیم گرفتم دیگر به عشق فکر نکنم ...و از همین امر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط