روی قبرم بنویسید ...
روی قبرم بنویسید ...
......... کبوتر شد و رفت ...
زیر باران ، غزلی خواند ،
دلش تر شد و رفت .
چه تفاوت ، که چه خورده است ؟! ...
غم دل ، یا سم ... ؟!
آنقدر ، غرق جنون بود ،
که پرپر شد و ، رفت .
روز میلاد ،
همان روز ، که عاشق شده بود ...
مرگ ، با لحظه دیدار ،
برابر شد و ، رفت .
او کسی بود ،
که از غرق شدن ، می ترسید ! ...
عاقبت ، روی تن ابر ،
......... شناور شد و ، رفت .
هر غروب ،
از دل خورشید ، گذر خواهد کرد ...
پسری ساده ،
که یک روز ، کبوتر شد و ، رفت .
......... کبوتر شد و رفت ...
زیر باران ، غزلی خواند ،
دلش تر شد و رفت .
چه تفاوت ، که چه خورده است ؟! ...
غم دل ، یا سم ... ؟!
آنقدر ، غرق جنون بود ،
که پرپر شد و ، رفت .
روز میلاد ،
همان روز ، که عاشق شده بود ...
مرگ ، با لحظه دیدار ،
برابر شد و ، رفت .
او کسی بود ،
که از غرق شدن ، می ترسید ! ...
عاقبت ، روی تن ابر ،
......... شناور شد و ، رفت .
هر غروب ،
از دل خورشید ، گذر خواهد کرد ...
پسری ساده ،
که یک روز ، کبوتر شد و ، رفت .
- ۴۹۴
- ۰۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط