روی قبرم بنویسید ...

روی قبرم بنویسید ...
......... کبوتر شد و رفت ...
زیر باران ، غزلی خواند ،
دلش تر شد و رفت .
چه تفاوت ، که چه خورده است ؟! ...
غم دل ، یا سم ... ؟!
آنقدر ، غرق جنون بود ،
که پرپر شد و ، رفت .
روز میلاد ،
همان روز ، که عاشق شده بود ...
مرگ ، با لحظه دیدار ،
برابر شد و ، رفت .
او کسی بود ،
که از غرق شدن ، می ترسید ! ...
عاقبت ، روی تن ابر ،
......... شناور شد و ، رفت .
هر غروب ،
از دل خورشید ، گذر خواهد کرد ...
پسری ساده ،
که یک روز ، کبوتر شد و ، رفت .
دیدگاه ها (۲)

ً......

...

.....

.. **کاش جای شانه بودم شانه میکردم تورامیشدی مثل شراب ، پیما...

( Blue Side )

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزلی خواند ، دلش ت...

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزلی خواند ، دلش ت...

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزلی خواند دلش تر...

کبوتر شد و رفتروی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفتزیر باران غزلی ...

کبوتر شد و رفت روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزل...

کبوتر شد و رفت روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزل...

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزلی خواند ، دلش ت...

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفتزیر باران غزلی خواند ، دلش تر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط