. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.¹⁸ .
.
بومگیو مسته مست شده و فلیکس هم ته هیونجین بردتش و خودش الان اونجا تنها بود سرش گیج میرفت صدای آهنگ دیجی داشت نغزش و میپاشید حالش خوب نبود انگار هر لحضه امکان غش کردنش بود ولی باز هم تقصیر خودش بود الان اونجا هیچ خبری از یونجون نبود یا شایدم به خیال خودش همچین چیزی بود .
یوجون که تمام مدت لز دور خیره به پسر بود وفتی دید حالش خیلی بده رفت سمتش و براید استایل بغلش کرد و به سمت خونه خودش رفتن بومگیو کلا بیهوش شده بود و وقتی رسیدن یونجون بیدلرش ورد و بهش قورص داد و بومگیو هم رفت حموم بعد از حموم حالش بهتر شده بود و لباسی که یونجون بهش داده بود رو پوشید داخل لبلس کاملا گم شده بود ولی اهمیت نداد و رفت طبقه پاییت پیش یونجون
♡ فرمانده ممنون بابت-
یونجون نذاشت بومگیو حرفش و ادامه بده و اون و روی پاهاش نشوند و سفت بغلش کرد و سرش رو داخل کردن بومگیو فرو کرد
☆ از کی میدونستی جفتمی پاپی
♡ پاپی ؟
☆ اره مثل اونا کیوتی و الانم جواب سوالم
♡ عا از همون روز اول
☆ چرا نگفتی
♡ خب ترسیدم
یونجون بومگبو رو برد سمت اتاق خوابش و ..

اسمات تو کامنتا
دیدگاه ها (۳۰)

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.¹⁹ . .صبح شد...

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.²⁰ . .+ چیزی...

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.¹⁷ . .* اگه...

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.¹⁶ . .< تصوی...

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.²³ . .♡جیغغغ...

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ 𝑷𝒂𝒓𝒕.⁵ . .گوشیش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط