شبها گوشه‌ای از یادت را مرور میکنم

شبها گوشه‌ای از یادت را مرور میکنم
شب بخیرهایی را به ستاره‌ها می‌نویسم
قلبم احساس آسمان را می‌فهمد
و ماه را عاشقانه
به بزم شبانه اش دعوت میکند
عشق در تمام من می‌جوشد
و تو راچه شاعرانه به واژه‌هایم می‌آورد
من تنهاترین ستاره‌ام را هم در سینه‌ام می‌فشارم
و کتاب عشق را ورق می‌زنم
اما صفحات زندگی هنوز تو را کم دارد
دیدگاه ها (۴)

دوست دارم حالی از یاران بپرسم یار کو؟        مونسِ  شبهای  ت...

شب را قسم داده ام که بتابددلتنگی ام را به مهتاب سپرده امو به...

وقتی کمم از اغیار رفتم خدا نگهداردنیا به سر شد آوار رفتم خدا...

با بوسه ای  گرفتی  جان از تنم  دوبارهفریاد بی صدایم  چون گشت...

چانگبینبعضی موقع ها فکر می‌کنم عشق همون لحظه‌ای هست که تو نف...

پسر بچه کوچک اخم کرد و دست به سینه شد و چشم ریز کرد : ممیخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط