یا حبیب الباکین
یا حبیب الباکین
این حسین (ع ) کیست که عرش دل ما خانه اوست...
یکی از علمای متدین می گفت :
پیرمردی اهل علم و تقوا بود
تقریبا 90 ساله، مریض شده بود و مدت دو ماه بستری بود
نه قدرت حرکت داشت و نه قدرت تکلم
روزی به دیدن او رفتم و هر چه او را صدا زدم متوجه نشد او را با دست تکان دادم ، بیدار نشد.
ناگهان چشم هایش را باز کرد و با عجله گفت :
«عبا و عمامه من را بیاورید،
زود باشید خبر آوردند که آقایم امام حسین علیه السلام به دیدن من می آید.»
این مریضی که دو ماه بود هیچ حرکتی نداشت
به عجله از جای برخاست و نشست و دو دست خود را به سینه گذاشت و گفت:
«السلام علیک یا مولا، آقا حسین جان ! خوش آمدی ، چه خوب از ذاکری یاد کردی»
این را گفت و خوابید، گویا مدت ها بود که روح از بدنش جدا شده بود.
گر طبیانه بیایی به سر بالینم
به دو عالم ندهم لذت بیماری را
باز هم محضرتان نیستم، از دور سلام...
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ»
اللهم عجل لولیک الفرج بحق حضرت ارباب
این حسین (ع ) کیست که عرش دل ما خانه اوست...
یکی از علمای متدین می گفت :
پیرمردی اهل علم و تقوا بود
تقریبا 90 ساله، مریض شده بود و مدت دو ماه بستری بود
نه قدرت حرکت داشت و نه قدرت تکلم
روزی به دیدن او رفتم و هر چه او را صدا زدم متوجه نشد او را با دست تکان دادم ، بیدار نشد.
ناگهان چشم هایش را باز کرد و با عجله گفت :
«عبا و عمامه من را بیاورید،
زود باشید خبر آوردند که آقایم امام حسین علیه السلام به دیدن من می آید.»
این مریضی که دو ماه بود هیچ حرکتی نداشت
به عجله از جای برخاست و نشست و دو دست خود را به سینه گذاشت و گفت:
«السلام علیک یا مولا، آقا حسین جان ! خوش آمدی ، چه خوب از ذاکری یاد کردی»
این را گفت و خوابید، گویا مدت ها بود که روح از بدنش جدا شده بود.
گر طبیانه بیایی به سر بالینم
به دو عالم ندهم لذت بیماری را
باز هم محضرتان نیستم، از دور سلام...
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ»
اللهم عجل لولیک الفرج بحق حضرت ارباب
- ۸۲۷
- ۰۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط