هیچی قشنگ تر از ان نیست که

هیچی قشنگ تر از ان نیست که

وقتی صبح اروم داری چشماتو باز میکنی
ببینی به چشمات زل زده
با انگشتای مردونش گونتو لمس میکنه
و میگه صبح بخیر خانومم…
دیدگاه ها (۱)

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

سناریو(درخواستی):وقتی از بیرون میان و میبینن زانوهات و بغل ک...

سناریووووو

رمان آرام باش پارت ۸ ندا:: کسی چرا خونه نیست کامیار :: نمیدو...

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

یه سناریو می‌خوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دختر...

پارت ۱۳ — «نقشه‌ی دستپاچه‌کننده»صبح هنوز کامل شروع نشده بود ...

ادامه پارت 156رفتم لب پنجره قصر انگار اروم بود....اروم چه وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط