شروع پارت چهارم
شروع پارت چهارم.
فردا آن روز مرد عنکبوتی به هوش امد.
و به آن زیر زمینی که مری را در آن گرفته بودند رفت.
و صدای جیغ مری را شنید.
و مر د عنکبوتی گفت مری جان و مری جیغ کشید مرد عنکبوتی رفیق های قدیمی خودرا صدا کرد با رمز مری.
و رفیق های او هم دستگیر شدن.
اما بعضی از رفیق های او هنوز دستگیر نشده بودن.
و رفیق های او میجنگیدند.
و مرد عنکبوتی تی یا همان اسپایدر من به جلو آمد.
و گفت رئیس تان کجا است.
سرباز گفت در زیر زمین داره اسیر را تنبیه می کنه خلاصه ا.و مری را پیدا کرد و ری به او گفت مرد عنکبوتی دوستت دارم.
خلاصه همه فهمیدند که مری زنده است .
و پلیس ها بد جنس را دستگیر کردند.
این داستان برای کسانی که ناراحت میشوند مناسب نیست.
پارت آخر.
فردا آن روز مرد عنکبوتی به هوش امد.
و به آن زیر زمینی که مری را در آن گرفته بودند رفت.
و صدای جیغ مری را شنید.
و مر د عنکبوتی گفت مری جان و مری جیغ کشید مرد عنکبوتی رفیق های قدیمی خودرا صدا کرد با رمز مری.
و رفیق های او هم دستگیر شدن.
اما بعضی از رفیق های او هنوز دستگیر نشده بودن.
و رفیق های او میجنگیدند.
و مرد عنکبوتی تی یا همان اسپایدر من به جلو آمد.
و گفت رئیس تان کجا است.
سرباز گفت در زیر زمین داره اسیر را تنبیه می کنه خلاصه ا.و مری را پیدا کرد و ری به او گفت مرد عنکبوتی دوستت دارم.
خلاصه همه فهمیدند که مری زنده است .
و پلیس ها بد جنس را دستگیر کردند.
این داستان برای کسانی که ناراحت میشوند مناسب نیست.
پارت آخر.
- ۳۰۹
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط