بی تو

بی تو
دیده ی جان را
بسته ام ز بینایی....

#
دیدگاه ها (۱)

دلتنگی عاقبت همان دلی بود که به نگاهی دچار شد ...و من زاده...

عشق سفر است ؛ مسافر این سفر چه بخواهد چه نخواهد ، از سر تا پ...

شب است و خنجر های بی کسی چنان در شعرم فرو رفته که جراحتی عمی...

باز در ...خلوت من...دست خیال...صورت شاد تو را نقش نمود...

درون شهر کوران دردها دارم ز بینایی

👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 بیا، که بی‌تو به جان آمدم ز ...

روز سیزدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط