عزیز نازنین و گرامی من
عزیزِ نازنین و گرامی من! ....
به #تو نگاه می کنم.
خوابیده ای و چشم هایی را که من دوست می دارم بر هم نهاده ای.
می دانم که پشت این پلک های بسته نگاهی است
که چون بر من افتد سرشار از گلایه و سرزنش می شود.
اما من، نه، من مستوجب این سرزنش نیستم:
نگذار آن چشم هایی که روزگاری مرا با بیشترین عشق های جهان نگاه می کردند، حالا کمرم را زیر بار ملامت دو تا کنند.
به آن چشم های درشت جان دادی که همیشه، تا زنده ام، الهام بخش شعر و زندگی من خواهند بود.
بگو که من آن ها را شاد و جرقه افکن می خواسته ام.
به آن ها بگو که چه قدر دوستشان دارم،
بگو که آن ها آفتابند و من آفتابگردان،
و هنگامی که از من غایبند، چطور سرگشته و بی چاره و پریشان می شوم....😉 😎
#چهارشنبه_۱۸_مهر_۱۳۹۷
به #تو نگاه می کنم.
خوابیده ای و چشم هایی را که من دوست می دارم بر هم نهاده ای.
می دانم که پشت این پلک های بسته نگاهی است
که چون بر من افتد سرشار از گلایه و سرزنش می شود.
اما من، نه، من مستوجب این سرزنش نیستم:
نگذار آن چشم هایی که روزگاری مرا با بیشترین عشق های جهان نگاه می کردند، حالا کمرم را زیر بار ملامت دو تا کنند.
به آن چشم های درشت جان دادی که همیشه، تا زنده ام، الهام بخش شعر و زندگی من خواهند بود.
بگو که من آن ها را شاد و جرقه افکن می خواسته ام.
به آن ها بگو که چه قدر دوستشان دارم،
بگو که آن ها آفتابند و من آفتابگردان،
و هنگامی که از من غایبند، چطور سرگشته و بی چاره و پریشان می شوم....😉 😎
#چهارشنبه_۱۸_مهر_۱۳۹۷
- ۳.۱k
- ۱۸ مهر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط