به تبسم...

به تبسم...
به تکلم...
به دلارایی تو...
به خموشی...
به تماشا...به شکیبایی تو...
به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت...
به قدمهای تودر برکه غمگین سکوت...
شبهی چند شب است آفت جانم شده است...
اول نام کسی ورد زبانم شده است...
در من انگار کسی در پی افکار من است...
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است...
یک نفر ساده...
چنان ساده...
که از سادگیهش...
میشود یک شبه پی برد به دلدادگیش...
دیدگاه ها (۲)

فکر کن قهوه بنوشی، ته فالت باشدبعد از این دیدن او فرض محالت ...

تا دل نشود عاشق دیوانه نمی گرددتا ...

وقتی دو قلــــب برای یکـدیگر بتپد…هیچ فاصله ای دور نیسـت …هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط