در نگاهت رنگ آرامش نمایان می شود

در نگاهت رنگ آرامش نمایان می شود
آه می ترسم که دارد باز طوفان می شود

آرزوهایم همین کاخی که برپا کرده ام
زیر آن طوفان سنگین سخت ویران می شود

خوب می دانم که یک شب در طلسم دست تو
دامن پرهیز من تسلیم شیطان می شود

آنچه از سیمای من پیداست غیر از درد نیست
گرچه گاهی پشت یک لبخند پنهان می شود

عاقبت یک روز می بینی که در میدان شهر
یک نفر با خاطراتش تیر باران می شود...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

‍ کسی که از تو خدا آفرید، من بودمبجز تو هیچ‌کسی را ندید، من ...

ما بدان قامت و بالا، نگرانیم هنوزوز غمت خون دل از دیده روانی...

ای ز زلفت حلقه‌ای بر پای دلگر درین حلقه نباشد وای دلهر که را...

با یاد شانه های تو سر آفریده استایزد چقدر «شانه به سر» آفرید...

در نگاهت رنگ آرامش نمایان می شودآه می ترسم که دارد باز طوفان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط