trawxo

@trawxo
|•عشق و قمار💔🙂•|

#PART_9
#طاها
رفتیم تومحضر...
عاقد ی طوری نگامون میکرد که ترسیدیم به خودمون شک کردیم:/
ی نگاه به رها کردم دیدم‌ اونم همینطور...
طاها:چیزی شده؟ :|
عاقد:اومدین پارم؟
رها:نه چراع
عاقد:مادر پدرتون کو این چه وضع لباسه شاهد کوشش؟
طاها:وای نمیدوستیم شاهو میخایم ببخشید الان اوکیش میکنم...
زنگ زدم رفیقم مبین خودشو رسوند...
طاها:خب اینم شاهد شروع کیین
عاقد:دوتا شاهد میخاین :/
طاها:رها یکیو جور کن خو
رها زنگ زد به ی دختره اومدش اسمش نازی بود دیگه نشستیم سر سفره
عاقد:دخترم برو چادر بپوش تو اون اتاق
رها رف بای قیافه پوکر اومدش خیلی باحال بود
طاها:وای عشقم چقد خوشگل شدی [با خنده]
رها:من عشق تو نیستم گوه نخور...
دیگه شروع کردش خطبه خوند
ما بله گفتیمو یکم چیز میز امضا کردیم و راه افتادیم سمت خونه....
رها:نازی توام بیا
طاها:چی نازی بیا راه بیوفت ببینم
رها:باشع نازی جونم ببخشید خونه خودم نیس که خونه این عنه بوص کردمشو راه افتادیم....
تو راه رها چوس بود...

•ادامه دارد💦🤍•
•انرژی کامنت💜🌸•

saghar🥰🥰
دیدگاه ها (۱)

@trawxo |•عشق و قمار💔🙂•|#PART_10#طاهارها خانم نمیخای از چوس ...

@trawxo |•عشق و قمار💔🙂•|#PART_‌11#رهارسیدیم خونه طاها به مام...

@trawxo |•عشق و قمار💔🙂•|#PART_‌8#رهاتو راه بودیم...رها:اع هی...

سلام من سولی هستم ۲۳ سالمه و داخل یه خوانواده معمولی بزرگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط