هنوز هم همانم...

هنوز هم همانم...
همان که...
تمام دنیا را زیر و رو میکرد...
کوچه ها...
کتاب ها...
فیلم ها...
همه را میگشت...
میگشت تا کلمه ای مناسب کلمه ی قبلی پیدا کند...
میگشت تا کلمه هایش،شعر شوند...
هنوز همانم...
هنوز همانی؟
هنوز منتظر هستی که بخوانیشان؟
اگر همانی...
بلند شوم...
کفش هایم را واکس بزنم...
به قول پدرم کمر همت را ببندم...
تمام شهر را بگردم...
بگردم...تا کلمه ها را پیدا کنم..
بگردم تا یک شعر برایت بنویسم....
تو اگر منتظر خواندنشان هستی ...
از زیر سنگ هم شده باشد...
پیدایشان میکنم...
تو...
منتظر هستی؟
هنوز... همانی؟
من که هنوز همانم...
هنوز همانی...؟
یا تو هم عوض شده ای...؟
دیدگاه ها (۲)

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

پشت نگاه سردت.. پارت ۱۳فقط همین یه کلمه برای من کافی بود.یه...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

فاصله یک لبخند تا جنون

سناریو جونگکوک

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط