گفتم خدایا چگونه آغازکنم؟؟

گفتم خدایا چگونه آغازکنم؟؟
گفت به نام من
گفتم خدایا چگونه آرام گیرم؟؟
گفت به یادمن
گفتم خدایا خیلی تنهایم!!
گفت تنها تر از من؟
گفتم خدایا هیچ کسےکنارم نمانده!!
گفت به جز من
گفتم خدایا از بعضے ها دلگیرم
گفت حتے ازمن؟
گفتم خدایا قلبم خالیست
گفت پر کن از عشق من
گفتم دست نیازدارم
گفت بگیردست من
گفتم بااین همه مشکل چه کنم؟؟
گفت توکل کن به من
گفتم احساس میکنم خیلے ازت دورم
گفت نزدیکترین به تو من
گفتم براےارزوهایم چه کنم؟؟
گفت تلاش به امید من
گفتم چگونه ازین دنیادل بکنم
و بروم؟؟
گفت به امید دیدارمن.
به امید دیدار
گفتم چگونه پایان دهم؟؟
گفت حافظ و نگهدارتو من
گفتم خدایاچرا اینقدر میگویےمن؟؟
گفت چون من ازتو هستم
وتو ازمن...
ﮔﺎﻫﮕﺎﻫے ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ
به خودم میگویم
در دیارےکه پر از دیوار است
ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ؟
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ
ﺣﺲ ﺗﻨﻬﺎے ﺩﺭﻭﻧﻢ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺑﺸﮑﻦ ﺩﯾﻮﺍﺭےﮐﻪ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺩﺍﺭے! 
ﭼﻪ ﺳﻮﺍﻟے ﺩﺍﺭے؟!
ﺗﻮ " خدﺍ " ﺭﺍ ﺩﺍﺭے 
ﻭ " ﺧﺪﺍ "
ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧر با توست...
دیدگاه ها (۱)

آدم‌هاےرفته‌ےدنیایتانراسرزنش نکنیدآن‌ها بزرگ‌ترین خوبےرادر ح...

دستان توآغاز استبراے دیوانگی مندستان توامنیت استبراے بےقرارے...

خدایم را صداکردم.....نمیدانم چه میخواهی .....ولی الان برای ت...

دور ... دور نیست ونزدیک ... نزدیکاز آنچه فکر کنیمبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط