خسته بود

خسته بود
زمین نبود
نمازش شکسته بود
بر سنگ قبرم بنویسید تشنه بود
تنها از این نظر سرا پا شکسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید
این درخت عمری برای هر تبر و تیشه ای دسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید
در زندگی پشت دری که باز نمیشد نشسته بود..........
دیدگاه ها (۳)

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

✦ اولین گناه ✦فصل سیزدهم: جایی که سایه‌ها زندگی می‌کنند---را...

مردی که در کنارم بود

عشق سبز و صورتی

ادامه پارت ۴۳

دیوانه هایی که فکر کردند میتوانند من روانی را رام کنند💀

تمثیل ایمان اثری از یوهانس ورمیر

~🎨 | نامجون از دو موزه‌ی هنری لس‌آنج*لس دیدن کرده! 🐨💜😭💋بر اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط