من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف.

من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف.
تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد
دیدگاه ها (۳)

دلم را بـرده,اما دلـٖربایی را نمی داند.کسی را میپرستم که خ...

توهمان جرعه ی آبی که نشدوقت سحر. بزنم لب به تو و زود اذان را...

ناگهان درکوچه دیدم بی وفای خویش را. بازگم کردم زشادی دست وپا...

دستور جنون داد و به یکباره بهم ریختچشمان تــو افکار مرتب شده...

بنده ای خدا را گفت:اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای...پس چرا دعا ک...

دعا کنید شهید بشوممن هم در آن دنیا اگر لیاقت شهید شدن را داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط