پارت
پارت۲
تو راه رفت به خونه بودیم که دستی روی پام حس کردم نگاه کردم دیدم چانگبین دستش رو گذاشته رو روشن پاهام یکم خودم رو جم جور کردم و اون متوجه شد
-بیبی گرل چرا خجالت میکشی هوم؟؟
+ها ! چی ؟ نه نه
-اره تو راست میگی😏
+...
تا خونه هیچ حرفی رد و بدل نشد بین ما وقتی رفتیم خونه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چیه برو مغزتو بشور انتظار داری ادامشو بنویسم برو برو مناسب سنت نیست اصن مامانت میدونه از اینجور چیزا میخونی عیششش
تو راه رفت به خونه بودیم که دستی روی پام حس کردم نگاه کردم دیدم چانگبین دستش رو گذاشته رو روشن پاهام یکم خودم رو جم جور کردم و اون متوجه شد
-بیبی گرل چرا خجالت میکشی هوم؟؟
+ها ! چی ؟ نه نه
-اره تو راست میگی😏
+...
تا خونه هیچ حرفی رد و بدل نشد بین ما وقتی رفتیم خونه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چیه برو مغزتو بشور انتظار داری ادامشو بنویسم برو برو مناسب سنت نیست اصن مامانت میدونه از اینجور چیزا میخونی عیششش
- ۲۷۶
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط