Part: 15

Part: 15
The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات دهنده من)

گفت:
برای جلب توجه اعتماد شما ما میتونیم همینجا بمونیم و با هیونجین مبارزه کنیم!
نظرتون؟
جواب ندادم و در عوض با صدای بلند دستور داد:
رئیس لطفا یه دقیقه بیا اینجا!
صدای برخورد چکمه یک نفر رو روی پارکت حس کردم......
بعد وارد شد.......
با وجود ماسک روی صورتش میدونستم که اگه اونو برداره خیلی زیباست........
چرا مغزم به این چیزا فکر میکنه؟
به اون زیر دستش رو کرد و گفت:
چیشده؟
در گوشش جوابشو داد و من با وجود اینکه گوشمو تیز کردم هیچی نشنیدم.‌.‌....‌‌.
در جوابش سری تکان داد و اومد کنارم زانو و زد و...بلندم کرد.......
گفتم:
پس، مگه نگفتی میمونیم اینجا تا اعتماد منو جلب کنی؟
در عوض رئیسشون که الان منو در بغل گرفته جواب داد:
اینجا برای تو امن نیست!
دوربین های این خونه تمام مبارزه رو ضبط میکنن و من بعد شخصا بهت نشون میدم.....‌..
الان باید ببرمت یه جایی!
خر خر کردم و گفتم:
کجا؟
گفت:
جایه دیگه ای هم مگه به حز عمارت من هست.‌‌‌.‌.....
زور زدم و خودمو انداختم پایین و بلند شدم تا خودم راه برم نه کسی کمکم کنه!
میخواست چیزی بگه که میدونستم سؤالش چیه پس جوابشو دادم:
اولن بدم میاد کسی بلندم کنه.....
دوما خودم پا دارم، بلدم راهمو برم و خودمو گم نمیکنم.......
سوما انگار خیلی موضوع رو جدی گرفتی؟
دیدگاه ها (۰)

Part: 16 The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات د...

Part: 17The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات ده...

Part: 14The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات ده...

Part: 13The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات ده...

Part: 10The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط